خرس پشمالو
یکی بود، یکی نبود، بچه خرس تپل قهوای رنگی بود که همه او را پشمالو صدا می کردند.…
یکی بود، یکی نبود، بچه خرس تپل قهوای رنگی بود که همه او را پشمالو صدا می کردند.…
یکی بود، یکی نبود. یه موشی بود و یه مامان موشی. مامان موشی هر جا می رفت، موشی…
یکی بود یکی نبود، راسوی مهربانی در بیشه ایی زندگی میکرد که هر شب، به تماشای ماه مینشست. او،…
روزی چند شکارچی، بازی را باتیر زده بودند.باز پس از اینکه مقداری پرواز کرده بود جایی افتاده بود…
یکی بود ، یکی نبود ، درآسمان قشنگ و آبی یک دهکده سرسبز و زیبا ، ابرهای سفید…
مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بینندهای را به خود جلب میکرد. همه آرزوی…
یکی بود یکی نبود تو یه جنگل سرسبز و بزرگ یه سنجاب زبر و زرنگ بود که تو…
یکی بود، یکی نبود. جوجه کوچولویی بود که مرغدانی زندگی می کرد. یک روز جوجه کوچولو با خودش…