یکی بود، یکی نبود. در جنگلی سبز و قشنگ پر از گل های رنگارنگ همه ی حیوانات برای خود،…
یار مهربان 📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊📖😊 من یار مهربانم دانا و خوش بیانم گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم پندت…
روزگاری شیری در جنگلی پادشاهی میکرد. او قدرتمند بود و هر روز از طرف حیوانات هدیههایی به دستش…
خوابش نمی برد، بلند شد، خیاری از میوه خوری روی میز برداشت. خواست پوست بکند و بخورد. خوب…
تافی، ببر کوچولویی بود که داشت بین شاخ و برگ درختها بازی میکرد. اینور میدوید، اونور میدوید و…
خرگوش سفید داستان بود یک آرزوی عجیب داشت او دوست داشت که همه حیوانات باور کنند او حیوان…
مرغ قشنگم 🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊🐔😊 مرغ قشنگم قدقدقدا می کنه شاید داره منو صدا می کنه دونه می خواد تا…