كلاغ سفيد
يكی بود يكی نبود غير از خدا هيچكس نبود لانه ی آقا كلاغه و خانم كلاغه توی دهكده…
يكی بود يكی نبود غير از خدا هيچكس نبود لانه ی آقا كلاغه و خانم كلاغه توی دهكده…
زمانی در یک جنگل زیبا فیل کوچولویی زندگی می کرد که از بقیه فیل ها تمیزتر بود. فیل کوچولو…
یکی بود یکی نبود. گربه کوچولویی بود به اسم میوچی که دوست داشت توی آفتاب لم بدهد و…
در زمانهای بسیار قدیم در یکی از جنگلهای بزرگ، موشی زندگی میکرد که بسیار دانا و باهوش بود.…
مرد فقیری به شهری وارد شد، هنوز خورشید طلوع نکرده بود و دروازه شهر باز نشده بود. پشت…
یکی بود، یکی نبود. در جنگلی سبز و قشنگ پر از گل های رنگارنگ همه ی حیوانات برای خود،…
روزگاری شیری در جنگلی پادشاهی میکرد. او قدرتمند بود و هر روز از طرف حیوانات هدیههایی به دستش…
خوابش نمی برد، بلند شد، خیاری از میوه خوری روی میز برداشت. خواست پوست بکند و بخورد. خوب…