کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند، داستان نامه‌نگاری‌های پسری کوچک در زندان به یکی از زندانیان آزاد شده است که اتفاقات رخ داده در زندان و حتی گلایه‌هایی که دارد را در قالب نامه هایی برای او بازگو می‌کند. 

کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند

اطلاعات کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند

داستان کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند، درباره چیست؟

این کتاب درباره‌ی پسر کوچکی به نام باریش است که در زندان کنار مادر و دیگر زندانیان زندگی می‌کند. باریش در بیرون از زندان کسی را ندارد که از او نگهداری کند، پس مجبور است کودکی خود را این‌گونه سپری کند.

این کودک از میان همه زنان زندانی، ارتباط محبت‌آمیز و ویژه‌ای با یکی از آن‌ها که نامش اینجی است و زندانی سیاسی بوده، گرفته است. اما اینجی پس از مدتی از زندان آزاد می‌شود و باریش بسیار دل‌تنگ می‌گردد.

پس او پریشان‌ دلی، اندوه، اتفاقات مهم زندان و حتی گلایه‌های خود را در قالب نامه برای اینجی بازگو می‌کند. نامه‌هایی که هیچ‌گاه به دست او نمی‌رسند.

تمامی صفحات این کتاب در قالب نامه‌نگاری نوشته شده است. نامه‌هایی از نوع کودکانه اما مملو از مفاهیم ناب انسانی. نامه‌های باریش به اینجی اگرچه به‌ظاهر به زبان کودکانه نوشته شده است، اما در واقع مفاهیم عمیقی چون صلح، آزادی، وضعیت زنان در زندان، روابط زندانیان باهم، شرایط کودکان زن های زندانی و بیشمار مسائل تفکر برانگیز دیگر را نیز در بردارد.

بر همین اساس کتاب را می‌توان یک کتاب همه خوان معرفی کرد که با وجود آنکه در گروه رمان نوجوان قرار می‌گیرد، اما برای هر فردی که دغدغه آزادی و صلح دارد، بسیار جذاب و گیرا است.

از آنجا که نویسنده کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند، خود به مدت 4 سال در ترکیه زندانی سیاسی بوده، این وضعیت و رخدادهای متفاوت را بسیار دقیق و جذاب توصیف کرده است. به‌علاوه کتاب ترجمه‌ای روان و دل‌نشین دارد.

دوره های  نقاشی خلاق را حتما دنبال کنید!

برشی از کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند

بخش‌هایی از نامه‌های باریش به اینجی:

14 ژوئیه

امروز روز ملاقات بود. اما پرنده‌ها هیچ برایم نیاوردند. نه بابا را، نه تو را. مگر نگفتی اگر دلت چیزی خواست، به پرنده‌ها بگو، آن‌ها برایت می‌آورند؟

چند روز است دارم به پرنده‌ها التماس می‌کنم. به همه پرنده‌های توی حیاط گفته بودم روز ملاقات از تو و بابام برایم خبر بیاورند. حتی از لا به‌ لای میله‌های زندان داد زدم.

اما امروز برای همه نامه آمد جز من. تازه آن‌ها هیچ‌کدامشان به پرنده‌ها چیزی نگفته بودند. شاید هم پرنده‌ها صدای من را نشنیدند. نکند هنوز با من قهر باشند؟

1 مه

امروز هم از پرنده‌ام خبری نشد، اما یک بادبادک توی آسمان زندان پیدا شد. خیلی بزرگ بود. قرمز قرمز.

نگو همان موقع یکی از نگهبان‌ها ما را دیده و خبر داده که داریم دست تکان می‌دهیم. نگهبان آمد و گفت: ” بروید تو” نوین جواب داد: ” هنوز که عصر نشده، چرا برویم تو؟ “

آن‌وقت فریاد زد: ” شلیک! به بادبادک شلیک کنید. زود باشید! ” یکهو من گریه‌ام گرفت و فریاد زدم: ” شلیک نکنید. به بادبادک شلیک نکنید! ” اینجی، بادبادک چه ضرری برای رئیس دارد؟ چرا می‌خواهند به آن شلیک کنند؟

بررسی بیشتر کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند

شخصیت اول کتاب یک کودک انتخاب شده خود نیز جای تعمق دارد زیرا او موضوعات انسانی را با دید بی‌آلایش خود می‌نگرد و سؤال‌هایی کاملاً فلسفی و عمیق مطرح می‌کند؛ از آنجا که کودکان هنوز درگیر مسائل دلسردکننده دنیای بزرگ‌سالان و زندگی روزمره نشده‌اند، برخی موضوعات و اتفاقات را بهتر از بزرگ‌ترها ببینند.

سوالاتی برای گفتگو با نوجوانان

تصور کنید جای اینجی هستید، جواب نامه‌های باریش را چطور می‌ دادید؟

موضوعات کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند

موضوعاتی که کتاب نگذار به بادبادک‌ها شلیک کنند در بر می گیرد شامل :

  • زندان
  • صلح
  • آزادی
  • کودک در زندان
  • نامه نگاری

📝 بررس: فاطمه معدنی

3.7/5 - (15 امتیاز)