فاصله زانو تا زمین
دو جوان نزد استادی آمدند و پرسیدند: فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا یافتن راه حل برای…
دو جوان نزد استادی آمدند و پرسیدند: فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا یافتن راه حل برای…
سه بیمار جواب آزمایش هایشان را در دست داشتند . به هر سه ، دکتر گفته بود که…
ابرک ابر کوچکی بود که یک روز شروع کرد هق هق گریه کردن. باد که از آن طرف…
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرده بود و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین…
یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند، او…
یكی بود یكی نبود. موش كوچولو در لانه پیش مادرش نشسته بود. مادرش داشت تندتند بافتنی می بافت.…
انوشیروان زنجیری جلوی قصرش آویزان کرده بود و نگهبانی هم برای آن گذاشته بود تا هرکس که به…
در دهی کوچک ، امّا بسیار زیبا و با مردمانی مهربان و دلسوز، پسرکِ چوپانی زندگی می کرد.…