آرزوهای سه بیمار
سه بیمار جواب آزمایش هایشان را در دست داشتند . به هر سه ، دکتر گفته بود که…
سه بیمار جواب آزمایش هایشان را در دست داشتند . به هر سه ، دکتر گفته بود که…
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرده بود و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین…
یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند، او…
انوشیروان زنجیری جلوی قصرش آویزان کرده بود و نگهبانی هم برای آن گذاشته بود تا هرکس که به…
روزی دانشمندی تصميم گرفت آزمایش جالبی انجام دهد. او آکواریومی شیشهای ساخت و با دیواری شیشهای آن را…
از آخرهای زمستان به اين طرف عروس توكا در قفس بود. قفس از چوب بود و ميله های…
آن سال زمستان، زمستان سختی بود: درخت ها را سرما زده بود. سبزیشان رفته بود. مثل شاخ بز،…
یک روز برفی پشت پنجره ایستاده بودم و بیرون را تماشا میکردم . دانههای برف رقص کنان میآمدند…